الملا فتح الله الكاشاني

181

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

است بكفار زيرا كه تركيب مشعر باختصاص است و صحبت دال بر ملازمت بحسب عرف و بعد از بيان حال فريقين در نشئه آخرت تحقير دنيا مىكند به جهت تزهيد مؤمنان از آن و تنفير ايشان از مغرور شدن بلذات آن كه موجب حرمانست از فوز بدرجات عاليه آن جهان و ميفرمايد كه * ( اعْلَمُوا ) * بدانيد اى طالبان دنيا * ( أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا ) * جز اين نيست كه زندگانى اين سراى * ( لَعِبٌ ) * بازيچه ايست و تعب و رنج در طلب متاع آن بيفايده مانند ملاعب و متاعب اطفال كه فايدهء بدان مترتب نميشود * ( وَلَهْوٌ ) * و مشغوليست كه بسبب اشتغال شما به آن باز ميمانيد از مراتب عظيمهء اخرويه * ( وَزِينَةٌ ) * و آرايشى است در مطاعم خوشگوار و ملابس نيكو و منازل دلكش و مراكب را هوار و غير آن * ( وَتَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ ) * و مفاخرت كردنست در ميان يكديگر بسبب نسب عالى و جاه و منازل * ( وَتَكاثُرٌ فِي الأَمْوالِ ) * و مباهات نمودن در كثرت مالها و عدد آن * ( وَالأَوْلادِ ) * و بسيارى فرزندان از ابن عباس منقولست كه جميع اموال غير حلال تكاثر است و تطاول بر اولياى خدا بمال و ولد و خدم و تفاخر و بعضى از اكابر در صفت دنيا گفته‌اند كه الدنيا لعب كلعب الصبيان و لهو كلهو الفتيان و زينة كزينة النسوان و تفاخر كتفاخر الاقران و تكاثر كتكاثر الدهقان و بر هيچ عاقلى مخفى نيست كه اين بازى باندك زمانى بر طرف شود و لهو و فرح بغم و ترح مبدل گردد و زينتهاى آن از هم فروريزد و تفاخر و تكاثر او چون شرارهء آتش نابود شود امير المؤمنين ( ع ) عمار ياسر را گفت اى عمار براى دنيا غم مخور كه جملهء لذات دنيا شش است مطعوم و مشروب و ملبوس و منكوح و مركوب و مشموم شريفترين مطعومات عسل است كه آن لعاب مكس است و بهترين مشروبات آبست و جملهء حيوانات در آن مساويست و نيكوترين مشمومات مشك است و آن خون آهو است و زيباترين مركوبات اسب است و راكب آن در مظنهء هلاكت است و نفيسترين ملبوسات ديبا است و آن تنيدهء كرم است و معظم فوايد منكوحات مواقعه است و آن ادخال مجراى بولست در مجراى بول ديگر و چون معظم لذات دنيا مبتنى بر اين امور خسيسه دنيه است پس معلوم است كه قدر و خطر او تا كى باشد در خبر است كه روزى رسول اللَّه ( ص ) با جمعى از صحابهء بر بزغالهء مردهء بگذشت ديد كه متورم و متعفن شده و در كنار راه افتاده فرمود كه كيست كه اين را بدرمى بخرد گفتند يا رسول اللَّه ( ص ) او در زندگى بيكدرم نمىارزيد اكنون كه مرده و گنديده و آماسيده كه او را بدرمى مىخرد فرمود كه به خدا سوگند كه دنيا نزد حقتعالى حقيرتر از اين بزغاله است امير المؤمنين ( ع ) را گفتند كه ما را صفت دنيا كن فرمود كه الدنيا اوله بكاء و اوسطه عناء و اخره فناء اولش گريه است و ميانش غم و اندوه و آخرش فنا ثابت بن سعيد گفته كه دنيا چون عقربيست كه در دنبال او جز زهر نيست بهر كه رسد بزند و بگرياند